تبلیغات
گُل پارسی - شبها که خواب هستید

شبها که خواب هستید

نویسنده :گلبرگ
تاریخ:چهارشنبه 8 آبان 1392-10:54 ب.ظ

مرد من رفته گندمها را آسیاب کند
شبها که خواب هستید
خسته برمی گردد
تا من مرحمش شوم

مرد من
رفته شمع نذر عشقمان کند
شبها که خواب هستید
از امامزاده ایی دوردست سمت خانه می آید
تا عاشقتر بخوابیم
...
مرد من رفته برای زمستان بچه هایمان
چکمه ی گرم بخرد
راه بازار دور است و شما خواب هستید
مرد من رفته
شالیزارها را برنج کند
عرق ریز و عاشق می رسد
شبها که خواب هستید

این سنجاق سرم را مرد من به گیسوانم کاشته

این چارقد گلی را هم...

پرچین خانه مان
با دستهای او شکل گرفته

شبها که خواب هستید
شبها که خواب هستید
شبها که خواب هستید
مرد من با بوسه از راه می رسد
آن وقت
فراموش میکنم
پوزخندتان چقدر دردم می آورد

رویا بیژن



داغ کن - کلوب دات کام
دیدگاه() 
نازیلا
جمعه 10 آبان 1392 09:51 ب.ظ
خب نذر کردند بیان دیگه
پاسخ گلبرگ : میان میان با یه بغل عشق و بوسه
آزی
جمعه 10 آبان 1392 01:08 ب.ظ
سلام عزیزمخانم رویا بیژن شعر زیبایی گفتن. معلومه همه ی نقاش ها همه جوره هنرمند هستن
پاسخ گلبرگ : سلام آزی مهربونم ، اونایی که نقاش خوبی باشند ، گاهی البته بعضی هاشون هم هیتلر میشن
نازیلا
پنجشنبه 9 آبان 1392 06:52 ب.ظ
سلام
خیلی زیبا بود واقعا لذت بردم
مرد من کی میاد؟دیگه منم داره خوابم میبره
پاسخ گلبرگ : سلام نازیلا جون ، مرد من و مرد تو رفته اند شمع نذر عشقمان کنند
نیلوفر
پنجشنبه 9 آبان 1392 06:20 ب.ظ
خیلی شعر زیبایی بود...واسه خودم برش داشتم...
پاسخ گلبرگ : کار خوبی کردی نیلوفر جون
محمد صادق مقدس
پنجشنبه 9 آبان 1392 03:31 ب.ظ
بسیار زیبا و یاد آور عشقهای ساده و بی آلایشی که نام عشق بر آنها نبود
ولی خودِ خود عشق بود
خالص بی غل و غش بدون تشریفات
عشاقی که براستی عاشقی را بلد بودند ولی اسمش را نمیدانستند
پاسخ گلبرگ : منم خیلی دوست داشتم این شعر رو ، البته خانم رویا بیژن علاوه بر سروده هاشون نقاش بسیار برجسته ای هم هستند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.