تبلیغات
گُل پارسی - درونگرایی

درونگرایی

نویسنده :گلبرگ
تاریخ:جمعه 10 آبان 1392-07:31 ب.ظ


همیشه برام سوال بود که چرا وقتی سنم کم بود، کم حرف و ساکت بودم و برقراری ارتباط دوستی حتی با همکلاسی های مدرسه برام سخت بود اما درعوض رضایتم از خودم و زندگی بیشتر بود و همیشه توی تمام مراحل موفق تر بودم ، اما چی شد که به مرور خصوصیات اخلاقی ام تغییر کرد؟ چی شد که عادت کردم به زیاد حرف زدن ، قضاوت کردن ، تعریف کردن ، تمجید کردن و....

به مرور آرامش و تعادل روحی ای که احساس میکردم همیشه دارمش از بین رفت و سالهاست که دیگه با خودم و دنیام غریبه شده ام و از سکوت درونی ام فرار میکنم اما آرزو دارم بتونم برگردم به همان شخصیت قبلی و تمام راههای رفته رو برگردم ....

پیشنهاد میدم لینک زیر را مطالعه کنید . من جواب خیلی از سوالهایی که از خودم می پرسیدم رو اینجا پیدا کردم :

قدرت درونگراها: سخنرانی سوزان کین




داغ کن - کلوب دات کام
دیدگاه() 
نیلوفر
جمعه 17 آبان 1392 12:21 ب.ظ
من هنوزم همون ادم دوران بچگی ام ...هیچ تغییری نکردم..گاهی خیلی سعی میکنم که موفق به تغییر یه سری رفتارهام بشم اما متاسفانه از ریشه رفته تو فکرم..فکر میکنم خوبه که تغییر کردی.
پاسخ گلبرگ : نه کاش منم آدم دوران بچگی بودم
ساجی
یکشنبه 12 آبان 1392 01:38 ب.ظ
سلام
جالبه!
منم کمی حراف تر شدم. البته نه خیلی ولی دیگه اون خلوت هایی که اون موقع داشتم رو ندارم!
دیگه مثل اون موقع ها خودم رو نمی شناسم!
منم خیلی دوست دارم به سادگی قدیمم برگردم!
پاسخ گلبرگ : شاید اینا ثمره بزرگ شدنهامون هم باشه
نسیم
شنبه 11 آبان 1392 12:02 ب.ظ
سلام گلبرگ جون.مرسی از اینهمه لطفت واقعا شرمندم که نمیتونم زیاد بهت سر بزنم بد جور خودمو درگیر درس کردم خیلی سختههههههه
پاسخ گلبرگ : سلام نسیم جوووون
دشمنت شرمنده باشه ، بهترین کار دنیا رو داری انجام میدی عزیزم ، انشالله موفق موفق موفق باشی
محمد صادق مقدس
شنبه 11 آبان 1392 02:11 ق.ظ
بسیار آموزنده و کاربردی
یکی از مشکلات ما که مضمون گفتار ایشان هم بود اندازه گیری همه با یک خط کش است غافل از اینکه بسیاری ازما مختصات و مشخصات منحصر بفرد خود را داریم و با این روش سنجش خیلی از ظرفیتهای ما مغفول واقع یا بزرگ جلوه داده میشود
و در هر دو صورت زیان میبینیم که شرحش از حوصله این مقال خارج است
پاسخ گلبرگ : بله ، من به خاطر همین خط کش مشترک خیلی با خودم جنگیدم تا برونگرا بشم و بیشتر به ناهماهنگی رسیدم تا موفقیت
نازیلا
جمعه 10 آبان 1392 09:55 ب.ظ
ولی در عوض من دقیقا برعکس تو بودم
تو بچگی اینقد حرف میزدم که نگو
گاهی فکر میکنم عجب فکی داشتم ولی هر چی سنم بیشتر شد حرف هام کمتر شد و سکوتم بیشتر
خیلی ساکت نیستم ولی با قبل خیلی متفاوتم
پاسخ گلبرگ : یعنی میشه منم دوباره عوض بشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.