تبلیغات
گُل پارسی - تو برای وصل کردن آمدی ...

تو برای وصل کردن آمدی ...

نویسنده :گلبرگ
تاریخ:جمعه 4 بهمن 1392-10:33 ب.ظ

گفتگوی من با خدا در مورد یه عشق از دست رفته :
(با گریه و التماس) خدایا  دیگه هیچوقت بهش فرصت نده بیاد توی زندگی من و دوباره اذیتم کنه ، نمیخوام ببینمش ، هیچوقت ...
(یک ماه بعد با حسرت) خدایا یعنی ممکنه یه روز دوباره از نزدیک ببینمش و بهش بگم آخه چرا گذاشتی اینهمه دور بشیم از هم ؟

خدایا من که گیجم با این دلم و گفتگوهامون ، خودت بهترین رو بخواه ، یا وصل یا فصل .
الان البته از فصل چندین ماه میگذره اما پذیرش بعضی از حقایق سخته ...



داغ کن - کلوب دات کام
دیدگاه() 
نازیلا
پنجشنبه 10 بهمن 1392 07:26 ب.ظ
عزیزم گریه نکن
پاسخ گلبرگ : چشم، نظرت گم شده بود نازیلا جون
نازیلا
دوشنبه 7 بهمن 1392 11:07 ب.ظ
سخت است بسی سخت
پاسخ گلبرگ : در حد مرگ تدریجی ...
ساجی
شنبه 5 بهمن 1392 07:42 ب.ظ
ای بابا...
امیدوارم اگر دیدیش و بهش نزدیک شدی دوباره آرزو نکنی که هیچ وقت نبینیش...
پاسخ گلبرگ : واااااقعا ، هیچ بعید نیست
نسیم
شنبه 5 بهمن 1392 02:56 ب.ظ
عزیزمهمه چی درست میشه کارخدا بی حکمت نیست.
پاسخ گلبرگ : امیدوارم دوست جون ، گاهی چون حکمت خدا رو درک نمی کنیم سخت میگذره
مهسا
شنبه 5 بهمن 1392 10:23 ق.ظ
message2
پاسخ گلبرگ :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.