تبلیغات
گُل پارسی - روزهای سخت

روزهای سخت

نویسنده :گلبرگ
تاریخ:پنجشنبه 28 فروردین 1393-09:39 ب.ظ

روزهای عجیبی پشت سر گذاشتیم ، مامانم به شدت حالش بد شد و ده روز توی بیمارستان بستری بود  ، سخت ترین روز برام وقتی بود که توی بیست و چهار ساعت فقط یک ساعت و نیم استراحت داشتم .از دیروز تا حالا که مامان توی خونه بوده هنوز بی حال و رنجور هست اما امید دارم به زودی بهتر شه ، این مدت درسته که سختی های زیادی کشیدم اما خاطرات جالبی دارم که براتون سر فرصت می نویسم .
بیش از دو ماه هست که نتونستم آبرنگ کار کنم اما به امید خدا از این هفته دوباره شروع می کنم و جدی تر دنبال می کنم .



داغ کن - کلوب دات کام
دیدگاه() 
نازیلا
شنبه 13 اردیبهشت 1393 10:43 ب.ظ
سلام عزیزم
متاسفم هم به خاطر مامانت و هم بخاطر تاخیر خودم
امیدوارم بهتر شن
پاسخ گلبرگ : سلام عزیزم ، ممنون از حضورت
نیلوفر
سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 10:45 ب.ظ
انشاءالله بهتر میشن...به خدا توکل کنین و صبور باشین...
روزتم مبارک دخملی
پاسخ گلبرگ : ممنونم نیلوفری
خلوت دل
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 05:31 ب.ظ
روزتان مبارک
از حضرت دوست سلامت ما درتان را خواهانم
یقینا خداوند بپاس زحمات و لطف بیدریغتان ،لطف بی حسابش را ارزانیتان میکند
پاسخ گلبرگ : سلام ، ممنون از دعای خیرتون .... اونوقت حساب کتاب اخمها و تندیهام چی میشه ؟
نسیم
یکشنبه 31 فروردین 1393 09:58 ب.ظ
گلبرگی روزت مبارک
پاسخ گلبرگ : روز تو هم مبارک نسیم جونی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.